می زنم به جاده هایی که روزی بوی تو را داشت.. عشق اسمانی ما جرآتی پر از صدا داشتمی زدیم به فال حافظ به امید لطف خواجهخواجه از لطف و کرامت غزلی پر از دعا داشت. پا به پای لحظه ها بود لحظه ترنم عشق. عشق اسمانی ما شاخه ای گل از خدا داشت. حرف حرف دل غزل بود غزلی برنگ مهتابغزل نگاه مستت سبدی گل از وفا داشت. عطر لبخند تو میشد گل و گلپونه ی احساس. دل بی تاب و عاشق فرصتی برا رها داشت. زه بس این پای خسته رفته در کوی خیالت بگسسته بند از بند چه بگویمت چه ها داشت. شرح ان رونق بازار دگر از خیال پرسمخبر از پژمردن گل دل خونین صبا داشت میشود دل به خدا داد دور از این مردم بی عارسخن از خامی دل هست دل من هنر کجا د
برچسب: غزل,
نویسنده: میلاد مرادی
تاريخ: جمعه
27 مرداد
1396 ساعت: 6:49